تبليغاتX
پرستوها غریب می میرند

پرستوها غریب می میرند

خانه ای خواهم ساخت بر درش برگ گلی روی ان با قلم سبز بهار مینویسم خانه دوستی ما اینجاست که تا سهراب نپرسد:خانه دوست کجاست؟

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت   توسط رهگذر پاییز  | 

از امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت شده است:

«نگوئید رمضان؛ زیرا نمی دانید رمضان چیست؛ و اگر کسی گفت، باید صدقه داده و روزه بگیرد. بلکه همان طور که خداوند فرموده است بگویید ماه رمضان.»

+ نوشته شده در  88/05/29ساعت   توسط رهگذر پاییز 

خدایا: 

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آنچنان که تو دوست داری

چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را من خود خواهم آموخت    

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  88/05/28ساعت   توسط رهگذر پاییز  | 

گفتم به دل سلامي از جان به دوست دادن 

         گفتا خوشـــــا جوابي از لعل او شـــــنيدن           

گفتم گذر زكويش ما را ســـــــعادت آرد 

       گفتا كرم زايــــشان خواهد به ما رســـــيدن

گفتم ستم فراوان از هر طرف بيــــــامد  

        گفتا كه درد وغمها بايـد بـــسي كشــــــيدن

گفتم زهجرجانان از درد وغــم  خميدم  

        گفتا عجب صــــــفايي بايد كه آرمـــــيدن

گفتم شود زماني چشمم كنم ســــرايش 

       گفتا نما دعـــــايي خواهد به او رســــيدن

گفتم كه عـــشق يارم لبريز كرده جــانم    

      گفتا زنور  ايشـــــــان ما را چو آفريـــــدن

گفتم فــــداي نازت نازم به تو عـــزيزم  

        گفتا برتر زجــــانست نازي زاو خـــــريدن

گفتم به انتظارم من جــان نثــــار يارم  

         گفتازاو اشـــــــارت ازما به سردويــــــدن

گفتم كه در نهايت شايد كند نگاهـــــي  

        گفتا خوشست آن دم از اين قفس پريــــدن

گفتم كه روي ماهش يك لحظه گرببينم   

         گفتا چوخوشگوارست آن لحظه پركــشيدن

گفتم قـــسم به مولا از درگهــــش مرانم  

       گفتا نشين به راهش رخســار او بديـــــدن 

+ نوشته شده در  88/05/27ساعت   توسط رهگذر پاییز  |